
سیزدهم رجب روز ولادت با سعادت
مولی الموحدین امیرالمومنین علی (ع) مبارک باد
جلسه و جشن میلاد با سعادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی (ع) در دارالعلم و حسینیه مدرسةالشهداء حضرت آیت الله العظمی علامه نوری «طیب اله رمسه» با حضور جمع کثیری از علاقمندان به ساحت ولایت و امامت و اهل بیت «علیهم السلام» با شکوه تمام برگزار شد.
در این مراسم و جشن با شکوه، حجةالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ سعید نوری در فضایل حضرتش ... و نقش بزرگ ایشان در آغاز و پایه گذاری ولایت و امامت را، به عنوان پله پس از رسالت در رهبری و هدایت بشری، تبیین نمودند.
پیش از ایشان فضلا و دانشمندان و خطبا نیز افاضه نموده و آنگاه مادحین ارجمند به مولودی خوانی پرداختند و در این جو عطر آگین مذهبی و دینی پس از اقامه نماز بامامت حجةالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ سعید نوری ، حاضرین و مستمعین ناهار را نیز میهمان حجت خدا (ع) بودند.
در این مجلس حضور حشد غفیری از فضلا و طلاب تهران و دیگر نقاط به رسم دید و بازدیدهای ایام و مواعید اعیاد، به طور چشمگیری محسوس بود.
در فضایل مولی الموحدین علی ابن ابی طالب «علیه آلاف التحیة و السلام»
امیرالمؤمنین (علیه السلام): "بنده دیگری نباش؛ خداوند تو را آزاد قرار داده است ..."
بهترین معرفت درباره هر شخص و یا هر چیزی از معرفی بهترین معّرف حاصل میشود و هیچ معّرفی درباره امام علی (علیه السلام) چونان قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) نیست. تعبیر قرآن از علی (علیه السلام) تحت عنوان "ولایت" است؛ همان ولایتی که مایه کمال دین و پایه اتمام نعمت و سبب به نصاب رسیدن اسلام خداپسندانه است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علی (علیه السلام) فرمود: "خدا را آنچنان که شایسته است کسی جز من و علی، و علی را آن چنان که شایسته است، کسی جز من و خدا، نشناخت." تعبیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره جامعیت امیر مؤمنان (علیه السلام) این چنین است: "هرکس بخواهد به علم آدم و فهم نوح و حلم ابراهیم و زهد یحیی بن زکریا و شهامت شجاعانه موسی بنگرد، علی را نگاه کند." عبارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره منزلت علوی اینست: "منزلت علی نسبت به من، همانند منزلت من نسبت به پروردگار من است."
امام صادق (علیه السلام) "ولایت علوی" را بالاتر از "ولادت از علی" دانست و در این باره فرمود: "ولایت مداری من نسبت به علی بن ابیطالب برای من دوست داشتنیتر از انتساب من به اوست، زیرا ولایت من نسبت به او واجب است و انتساب من به او فضیلت." امام موسی بن جعفر (علیه السلام) ولایت مداری خود را به امام علی (علیه السلام) باز میگوید و آن را متمم و مکمل، بلکه سبب سودمندی اعمال صالح میداند و در این باره نیایش ویژهای دارد که برخی از آن دعای مخصوص، اینست: "خدایا من اقرار میکنم و شهادت میدهم و اعتراف دارم... علی، امیر مؤمنین و سید الوصیین و پیشوای متقین،... امام من و راه روشن من است و کسی است که بجز بوسیله ولایت او و پیروی از او و ... من به اعمال، هرچند که پاکیزه باشند، اطمینان نمیکنم و آنها را هرچند که صالح هم باشند، بدون آن نجاتبخش نمیبینم..."
آنچه تا اینجا آوردیم، سخن خداوند عز و جل و اهل بیت (علیهم السلام) بود. اما دیگران چه؟
جنید بغدادی از سران متصوفه است. جنید را از منزلت علی بن ابیطالب (ع) در علم تصوف پرسیدند. گفت: « اگر جنگها امان می دادند که اندکی به ما بپردازد، ما چیزها از این علم از او نقل می کردیم که دل ها بر نمی تابید. آخر او امیرالمومنان است!»
احمد بن حنبل- از امامام اهل سنت – گفته است:« فضائلی که درباره علی بن ابیطالب (ع) رسیده درباره هیچ یک از یاران رسول خدا (ص) نرسیده است».
جرج جرداق نویسنده ای مسیحی است . او کتابی درباره امیرالمومنان (ع) به نام « الامام علی صوت العداله الانسانیه» نگاشته است. وی در آن کتاب می نویسد:« در نظر من، فرزند ابوطالب نخستین مرد عرب بود که با روح کلی یار و همنشین بود؛ علی شهید عظمت خودشد، او در حالی جان سپرد که نماز را در میان دو لب داشت؛ او با دلی سرشار از عشق خدا در گذشت. هرگز تازیان، قدر و مقام راستین وی را نشناختند تا آنکه از همسایگان پارسی آنان مردمی برخاستند که میان گوهر و سنگریزه فرق می نهادند».
سید رضی (ره) گرد آورنده نهج البلاغه درباره علی (ع) می نویسد:« امیرالمومنان (ع) سرچشمه و آبشخور فصاحت، منشا و مولد بلاغت بود، رازهای پوشیده این فن از آن حضرت پدیدار گشت و قوانین آن از او گرفته شد. همه سخنوران شیوه او را پی گرفتند، و واعظان شیرین سخن از گفتار او یاری جستند؛ با وجود این، علی (ع) از همه پیشی گرفت و دیگران وا ماندند، و او تقدم جست و دیگران عقب افتادند؛ زیرا در سخنش دانش الهی تجلی دارد، و بوی خوش بیانات نبوی از آن می آید».
فخر رازی – مفسر بزرگ قرآن کریم- می گوید: « هر که علی را پیشوای دینی خود قرار دهد حقا به دستاویز محکمی در دین و دنیای خود چنگ زده است».
ابن سینا درباره شخصیت امام علی (ع) گفته است:« علی بن ابی طالب- صلوات الله علیه- کلام گویا و قلب فراگیر الهی است ، نسبت او با دیگر یاران پیامبر (ص) نسبت معقول به محسوس بود، و ذات او از شدت نزدیکی به خدا ممسوس در آن گشته بود»6
جبران خلیل جبران- نویسنده مشهور عرب-درباره امام علی (ع) گفته است: « امام علی (ع) نیز به روش همه پیامبران با بینش دنیا را وداع گفت که به شهری نه شهر خود در آمدند و به سراغ قومی نه قوم خود رفتند و در زمانی نه زمان خود زیستند».
ابن ابی الحدید از عالمان مشهور اهل سنت است. او مشرب معتزلی دارد و بسیار شیفته امیرالمومنان علی (ع) است. او شرحی بر نهج البلاغه نگاشته و در آن نوشته است: « چه گویم درباره مردی که اهل ذمه با آنکه اسلام را نپذیرفته اند به او مهر می ورزند، فیلسوفان با آنکه میانه ای با اهل دین ندارند بزرگش می شمارند، شاهان روم و فرنگ شمایل او را در کنیسه ها و پرستشگاه های خود نقش می کنند، و شاهان ترک و دیلم عکس او را بر شمشیرهای خود حک می نمایند».
نیز می گوید:« چه گویم درباره مردی که دشمنان و ستیزندگانش نیز سر به آستان فضائلش فرود آورند و انکار مناقب و کتمان فضائل او را بر نتابیدند؛ زیرا که دانستی بنی امیه بر حکومت اسلامی در شرق و غرب زمین چیره شدند و به هر نیرنگی در خاموش ساختن نور او کوشیدند ، و حقایق را بر ضد او تحریف کردند، عیب هایی برای او تراشیدند، او را بر سر منبرها لعن کردند، مداحان او را تهدید بلکه حبس کردند و کشتند، از نقل روایتی که حاوی فضل او و مایه بلند آوازگی او می شد جلوگیری می نمودند تا آ«جا که اجازه ندادند نام او را بر کسی نهند؛ اما این ترفند ها جز بر والایی و سر بلندی او نیفزود، همچون مشک که هر چه بر آ ن سر پوش نهند بویش بپیچد، و به سان خورشید که با کف دست نتوان چهره آن پوشاند، و چون روز روشن که اگر چشم از آن فرو بندی دیدگان بسیاری آن را می بیند. چه گویم درباره مردی که همه فضیلت ها به او انتساب برد، و هر فرقه ای به او منتهی شود و هر گروهی او را به خود منتسب می دارند؛ پس او رییس و سر چشمه و سالار فضیلت ها ست».
با تلخیص منبع پایگاه رشد - جوان میبد